تبليغاتX
gnerUrl" content="http://www.blogskin.ir/">
جوانان راديو جوان
جوونی ترین جوونی.:آخرشه:.

جوانان كربلايي

درعرش مجلس غم أرباب عالم است

مشكى بپوش اى دل شیدا محرم است

غش كرد فاطمه به خدا محتشم بس است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

براي سومين سال پياپي جوانان راديو جوان با آمدن ماه محرم سياه پوش ميشود و به جوانان كربلايي تغيير نام ميدهد انشالله در روز هاي آتي مطلب جديدي رو در مورد ايام پيشرو خواهم گذاشت.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388 توسط صادق

بوی یار مهربان آید همی

خودمو البته عرض میکنم معرف حضورتون که هستم؟؟ خوب خدارو شکر مارو یادتون نرفته احمدالله رب العالیمن

همونطور که قول دادم گفتم یه ماه نمیاد یه ماه نیومدم دیدی که؟؟؟ یه ماه شد دیگه نه؟؟

حالا بگذریم از این که چرا و چگونه و برای چه اصلا؟؟ در کل خودمو عشق است از اونجایی که ما کفشامونو چند مدتی بود آویزون کرده بودیم از عرصه قلم(نه ببخشید اشتباه چاپیه قلم هامونو آویزون کردیم از عرصه نویسندگی) خوب طبیعتا دوباره ییهویی بیخبری بیای توی وب بخوای بنویسی مغز گنجشکیت همراهی ات نمیکنه مخصوصا که هزارتا دردسر هم تو سرت باشه والا گفتم چیکار کنم چیکار نکنم داشتم مطالب قبلیمو میخوندم یه دفعه این آخر وبلاگمو دیدم بگو چی بود؟؟

چی بووووووووووووووووووووود؟؟

نه بگو چی بود؟؟؟

چی بووووووووووووووووود؟؟؟

نظر سنجی های دوران پاران سنگی اون زمان که کامپیوترا سنگی بود و با نفت کار میکرد کلی اثرات مخبر واسه لایه ی اوزون داشت انسان های اون دور و زمونه میونه ی خوبی با تکنولوژی و فناوری اطلاعات نداشتن و تنها وسیله ارتباطیشون ایمیل های سنگی بود و گهگاهی توی وب نوشته هاشون چهار تا نظرسنجی هم میذاشتن خلاصه پیدا کردم دیگه گفتم بذارم تا متوجه بشید انسان های اولیه نظراتشون در مورد برنامه ها و آدم های رادیو های چوبیشون که دکل گیرنده اش رو بالای درخت نصب میکردن چی بوده(البته به برنده های این نظرسنجی ها جوایز نفیسی ارائه خواهد شد)


از کدوم قسمت از برنامه ها ی رادیو جوان خوشتون میاد؟


خودتون که مشاهده میکنید اکثرا زدن معرفی موسیقی دانان جهان(هفت ترانه) حالا اون موقع همچین آیتمی هم نبود توی هفت ترانه ها من شب قبلش شنیدم سعیید پورمحمودی داشت یه موسیقی دانی رو معرفی میکرد من هم کمبود داشتم تو نظر سنجیم الکی گفتم معرفی موسیقی دانان جهان هفت ترانه همه اینو انتخاب کردن در حالی که همچین چیزی اصلا وجود خارجی نداشت پس چون چینین چیزی وجود خارجی نداره بنده دست میکروفون مخفی آخرشه رو به عنوان برنده ی این نظر سنجی بالا میبرم تشویییییییییییییق.

 


کدام وبلاگ رو بیشتر میپسندید؟


من یه توضیحی بدم این "انجا تهران است رادیو جوان" همون "نوشتم...نوشتی...نوشت" انوشه میرمجلسیه الته اون زمان ها اسمشم انوشه نبود پاییز بود حالا لوییهات(لو نوشته ها) رو تو یه پست دیگه میزارم.

پس در این جا هم دست انوشه میرمجلسی بعنوان برنده این راند بالا برده میشه و جایزه اش رو هم بعدا بهش میدم.

 


کدام یک از افراد زیر بهتر رابطه برقرار میکند؟


نه خداییش ما که نفهمیدیم چطوری با سعیید پور محمود بهتر رابطه برقرار میکنن تو یه پستش 1000 تا کامنت هست به هیچکدومشون هم جواب نمیده البته لازم به ذکر است اون دوارن یعنی همون دوران پاران سنگی بشر اولیه به خصوص از نوع مونثش که امروز هم روز نوعی از اون ها به نام دختره که هیمنجا هم به همه ی دختر خانوم ها تبریک عرض میکنم توی اون زمون ها تازه کلمه عمو و داداشی و الهی من قربونش برم رو یادگرفته بود که عرضم به حضورتون مصداق بارزی هم داشت در مورد آقای پور محمودی نمیا خان رئیسی و عمو فرشید منافی حالا نگو کی بگو یعنی اگه بخواهم از ابراز الطاف دختران اولیه نسبت به یان سه نفر بگم یه چیزی اونور تر از محمدرضا گلزار قرار میگیرند این آقایون.

به هر حال با این که ما ربطشو نفهمیدیم ولی به نظر مخاطب احترام میزاریم و دست جناب پور محمودی رو بالای سرش میبریم .

پیپیپ هوراااااااااااا پیپیپ هورااااااااااااااااااااااا

فعلا تا بعدا خداحافظ.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 توسط صادق

عيد آمده عيد آمده

به به سلام عليكم سلام عليكم خوب هستين؟؟ احوالتون چطوره؟؟؟ بالاخره نميدونم اين طلسم آپ نكردن ما شكست البته تقصير خودمم نيست ديگه تقصير اينترنت خونمونه والا.

اينو وللش عيدتون با يه روز تاخير مبارك به قول پدر و مادر هاي مذهبي اسعدالله ايامكم به به بالاخره اين ماه رمضوني هم رفت و چسبيديد به رگبار آجيل و شيريني و اينا نه؟؟؟ احوال شيكماتون چطوره آخه پارسال كه بنده وضعيت مشابه اور‍ژانسي داشتم راستي يادم رفت بگم نه ديروز عيد فطر بود و تولد بنده به سال قمري از اونجاي كه خودتون ميدونيد ما هم در وبلاگمون يه ريز تولد ميگيريم از تولد ديروزي گذشتيم نگرفتيم ولي جاتون خالي آبجي بزرگه يه كيك درست كرد بعد خامه و اينا هم كشيد يه تولدت مباركي هم روش نوشت كه چيشام عينهونه اين شكلكه متعجب شد من و از اين كاراي بورژايي و امپرياليستي؟؟ من عمرا تن به كاراي استكبار ژسندي چون تولد بدم اينا به درد اغتشاش گرا ميخوره ولي خوب بسوزه پدر شيكم يه چند تا تيكه شو زديم به رگ نوش جونم الهي حرص بخوري به جاي كيك هاي من

راستي ميگم كسي اين نمايش جوان ساعت ۲۳.۳۰ رو ضبط نميكنه من اين نمايش "لطفا پاپوش ها مرا بخريد" رو ميخوام

منم فك كنم يه يك ماهي نبايد ديگه اينجا آپ كنم پس با اجازتون آپ نميكنم شايد گه گاهي بيام ولي فعلا گرفتاري ها رجوع ميكنه كم كم پس مارو بيخي خي مگر به استثنائات

بازم عيدتون مبارك فعلا باي.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام شهریور 1388 توسط صادق

تسنیــــــــــــــــــــــــم3

کاش میشد امسال هم تسنیمی شویم

ایکاش باز هم جرعه ای از آب چشمه های بهشتی مینوشیدیم

کاش باز هم قرآنی میشدیم

قصد ندارم زیاد وقتتون رو بگیرم اما این ایکاش ها رهام نکرد من هم زیاد طولش نمیدم فقط میخوام بگم دو سال پیش در چنین روزی تمام بچه های حلقه ی وب توی تکاپوی جشنواره ی تسنیم بودن نه به عنوان شرکت کننده بلکه بالعکس به عنوان مجری به عنوان مبلغ که هم ثوابی گیر خودشون بیاد هم شاید بتونن به آرزوشون که سفر زیارتی خونه ی خدا بود برسند.

یادم میاد پارسال که نشد تسنیم باشه خیلی گله کردم اما یکی از بچه ها بهم گفت آقای احمدی گفتن ما قصد داریم هر یک سال در میون این جشنواره رو برگزار کنیم و دلایلی آورد که من یادم نمیاد .

فقط میخوام بگم متاسفم برای این که ما ملتی هستیم که کارهای خوبمون فوق فوقش بیشتر از دوسال طول نمیکشه و بعدش همه ساخته هامون رو خراب میکنیم (این که میگم بالای دوسال دلیل دارم)

متاسفم برای کسانی که حتی ذره ای هم برای قرآن ارزش قائل نیستن.

متاسفم برا ی خودم برای شما که حتی توی این روزها یادی از گذشته نکردیم تا بعضی ها از خواب خرگوشیشون بیرون بیان.

من متاسفم اما روزی رو میبینم که ورق برمیگرده.


نوشته شده در تاريخ جمعه سی ام مرداد 1388 توسط صادق

"رویای صدا"

هی اصرار پشت اصرار که آقا ما مشتاق دیدار متنتیم تو چی نوشتی که اول شدی بابا تو دیگه کی هستی و از اینا....

منم که دیدم خیلی اصرار میکنید گفتم بزارم نوشته ام رو که واسه روز جوان نوشتم تا برو بچز فیض ببرند.

در آغاز سکوت بود و سکوت , شاید صدایی بود و ما نمیدانیم, خروش امواج,ذوب شدن یخ ها,صدای تالاپ تالاپ افتادن قطره ها به آب این ها ممکن است اولین صداهای خلقت و هستی بوده باشد اما امروز, امروز سکوت معنی متفاوتی دارد چون صداهای تکراری هر روزی که چشم باز میکنی و دوباره احاطه ات میکنند دیگر نیمتواند معنی صدا را تلقی کند این روز ها تنها صداهای متفاوت میتوانند شنیده شوند.

امروز رادیو جوان, صدایی متفاوت, چشاننده ی طعم صدا به مخاطب,تکس های تلخ و شیرین,شور و بی نمک ,گذری از دنیای پوچی بع دنیای اندیشه و تفکر, ورود جوان برای آشنا شدن,فهمیدن و لمس کردن, "رویای صدا" آهن ربای انسان ها برای نزدیک شدن و خوب شنیدن , فاصله از رنگ ها, چشم بستن و دیدن , صداهای رنگارنگ , دوران جوانی , حس کردن از راه شنیدن , رویای صدا واقعیت و نه رویا حقیقتی باور نکردنی, شروع شنیدن و شنیده شدن.

ایستگاه جوانی آغازی برای حرکت کردن بر روی خط, بر روی خط جوانی , برای جستن واقعیت ها برای ارضاء کنجکاوی های من جوان....... بشنو , صدای آشنا , استگاه بعد , قرار شبانه , میان من و تو , برای دانستن برای پرسیدن , چرا؟ جواب...

پاسخ دادن به چراها و شنیدن, بدون پارازیت,شفاف و صاف برای جوان امروزی , پردغدغه و پر هیاهو,

جوانی کردن, به وقت امروز , به وقت دیروز, به وقت فردا , با پرسش با تفریح با موسیقی و ترانه.

گشودن هزاران هزار پنجره ی دل به سمت صدا , برای شنیدن برای چشیدن برای دیدن.

من, جوان , میدانم , میخواهم , می بینم , میشنوم

تو , بشنو , ببین , بخواه

 من, جوان , میخواهم , تو صدای من باش پس بشنو و بگو تا شنیده شوم.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 توسط صادق

قالب وبلاگ