جوانان راديو جوان
جوونی ترین جوونی.:آخرشه:.
گودبای پارتی جبر زمانه بد چیزیه آدمو مجبور میکنه به هزار کار نکرده و اعتراف به چیزهای ندیده مخصوصا اگر زور هم بالای سرت باشه مجبوری کاری رو بکنی که برخلاف میلته این دنیا همینه یه روز میری یه روز میای این وسط نام نیکه که خواهد موند. مثلا منی که یه عمر باعزت با فونت 14 و رنگ خاکستری توی وبم مینوشتم اونم خاکستری روشن اول مجبورم کردن که خاکستری تیره بکنم حالا هم که باید به خاطر عالیجنابان و علیی حضرتان فونت 14 نازنینم رو به 12 تغییر بدم انشالله خیر نبینید انشالله که وبلاگتون هک بشه طرف با فونت 14 و رنگ خاکستری روشن بنویسه توش امروز دهمین سال راه اندازی وبلاگستان فارسی بود یادش بخیر دقیقا 7یا 6 سال پیش بود اولین وبمو راه انداختم به نام تنهایی و الان هم تقریبا 4ساله که با این وبم در خدمت تمام عزیزان و هواداران گرامی هستیم دوستان عزیز آخرشه ای....پارازیتی...فیس بوکی...توئیتری...فرفری...جی پلاسی...جیتاکی...گودری و همه اون شبکه های اجتماعی ای که فراموششون کردم که امیدوارم مارو ببخشن و حلالمون کنن. پ ن: شایدها شاید مثلا یه روز یه جایــــــــــــــــــــــــی بیام یه پستکی یه کامنتکی چیزی بزارم. پ ن: البته تا آخر شهریور ماه در نت هستیم اما دیگه نوشتن و فیس بوک آمدن قدغن است. پ ن:به عنوان هدیه خداحافظی این رو هم از مای اسپیس ما داشته باشید. شبکه های اجتماعی و مرض ننوشتن کلاسمون رفته بالا فیسبوک و توییتر و فرندفید شده خونه ی دوممون ... والا دیشب گرفتم خوابیدم تو خواب خودم فکر میکردم فردا برم یه بیانیه علیه این شبکه های اجتماعی توی وبلاگم صادر کنم و تمام نیات خائنانه و منافقانه ی این شبکه ها رو برملا کنم اینه که میگن با یه تیر دو نشون زدن الان چند وقته من فیسبوک و توییتر و فرندفید دارم؟؟؟ تعریف از خود نباشه بیشتر از دوساله. الان چند وقته من موبایل دست میگیرم؟؟؟ تعریف از خود نباشه از زمان شیرخوارگی. خو ایها الناس میریم توییتر میگه 160تا فوق کلماتیه که میتونی استفاده کنی اس ام اس میدی بالای 100 تا کلمه نصفه میره واسه طرف خو همین شبکه های اجتماعی هستن که چشمه ی جوشان و پر تلاطم نوشتنمون رو خشک میکنه دیگه وقتی یه مملکت میاد اینارو فیلتر میکنه یه چیزی میدونه که میاد فیلتر میکنه حالا تو هی برو وپی ان گیر بیار بپر تو اینا....اینا خانمان سوزه این شبکه های اجتماعی توی هر خونه ای که رفته خونه رو آتیش زده اهل خونه رو هم روش در ضمن چشمه جوشان بچه های مملکت رو هم خشکونده دارم با رفیقم چت میکنم بگو بخندی راه انداخته که نگو میرم پیشش یه نیشخند اندازه شکلکای یاهو هم واسمون نمیزنه لایک میخوام چیکار. خلاصه خواستم بگم این غربی ها هم جدیدا فهمیدن فیسبوک و توییتر چیز خوبی نیست ماها کی میخواهیم آدم بشیم نمیدونم. <ای قربون اون فیلترینگتون بشم من> لایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــک پ.ن: راستی یادم رفت: سلام کنکوریات۹۰ نه آخه شما بگو الان دیگه وقت اینجور پستیه؟؟ ریاضی ها و هنری ها که کنکورشونو دادن ۲تای دیگه شون هم فردا کنکور میدن یکیشونم پس فردا من حالا چطور استرس وارد کنم مثل سال های قبل؟؟ پستمون کپی پیست میکنیم واسه سال بعد. بازم شرمنده که سرم شلوغه نمیتونم پست بزنم انشالله از فردا به بعد سرمون خلوت میشه

یادم نمیره هیچ وقت اون زمان رو که عزیر دلم رو قالب وبلاگ آتشینم رو ازم گرفتید(الان اشک از چشمام عینهونه رود جاری شده)
قالب وبلاگ عزیزم منو ببخش
من تقصیری نداشتم اینا بودن که هی میومدن میگفتن وای این چیه زهره ترک شدیم عوضش کن و از اینا هی میومدن میگفتن مشکی چشمامونو درد میاره چطوری مشکی رنگ عشق هه رنگ قالب وبلاگ نی؟؟
خدا ازتون نگذره چه نسل قدیم حلقه وب که با زخم زبوناشون قالب وبمو ازم گرفتن چه نسل جدیدشون که فونت عزیزمو(اگر هم جزء هردو گروهید که دیگه نفرینه رو خوردید).![]()
و اگر خدا نایی و نوایی بهمون بده خواهیم بود اما جبر زمانه گاهی اوقات آدم رو مجبور میکنه راهی رو بره که جز صبر انتظاری نمیشه ازش داشت...
خدا من چیکار کنم از دست این جبر زمونه هر وقت ما اومدیم دستی به سر و روی وبلاگمون بکشیم "مجبور"(جبر گرفته) شدیم که بریم خلاصه باز هم حدیث قصه چه گویم که حال ندارم.![]()
![]()
![]()
... نشون اول: وبلاگمونو از کسادی در میاریم ..... نشون دوم: نقش شبکه های اجتماعی رو بر ملا میسازیم دیگه.![]()
![]()
والا الان به دلم مونده بود از اون پست های طومار مانندم بزنم میدونی چند وقته یه دل سیر ننوشتم؟؟ خو همین چشمه جوشانمون خشک شده دیگه.![]()
واسه همینه که الان وقتی زنگ میزنم به رفیقم بهش میگم سلام بر میگرده بهم میگه hi بهش میگم hi تو کلاهت میگه منظورم سلام بود.![]()
بابا یه خورده از این 160 کلمه ای بودن بیایید بیرون به خدا دلمون گرفت یه روز میری تو فیسبوکت 20 تا notification داری از خوشحالی بال در میاری
یه روز میری یه دونه هم نداری اعصابت خورد میشه
دوباره هوس نوشتن های طومار مانند میکنی آخه آدم وقتی واسه دیگرون مینویسه نظر دیگرون واسش مهمه فوقش سه کلمه یا چهار کلمه وقتی کیبرد به دست میگیری مرکبشو پر میکنیو شروع میکنی مثل آهوی 40چراغ میتازونیش روی صفحه ی word واسه دل صاحب مرده ت مینویسی حالا یکی بیاد بخونه خوشحال میشی نیادم ناراحت نمیشی چون دلی نوشته نه این که بیای به خودت زحمت بدی یه جمله نغز کوچولو با هزارتا فشار و بدبختی توی فیس بوک بنویسی اونوقت هر کی رد شد به جای یه کامنت شروع کنه به لایــــــــــــــــــــــــــــــــــک![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
حالا دوستان گرامی تبریک عرض کنید به وبمون دلش نشکنه.(نیشخند)
در ضمن من روی نظرات تاییدیه نمیذارم این بلاگفاست که به آزادی بیان و حقوق بشر و منشور کوروش آزادی های برابر و قانون های لیبرالی و دموکراتیک انسانی احترام نمیذاره بهلهههه.
راستی عیدتونم مبارک انشالله سالی پربار در انتظارتون باشه و در انتظارم باشه.
پ.ن: این خاطرات یک نوزاد هم به خاطر مشغله ی زیاد پخشش از شبکه جوانان رادیو جوان قطع شد وگرنه من هنوز داشتم واسه نوشتن(ایده).
پ.ن: این خاطراتو هم که مینوشتم واسه این برادر زاده ی توراهی بود کیف میده آدم واسه اولین بار عمو بشه ها.
پ.ن: این پستم از سر بازکنی بود واسه این که یه چند وقتی به خاطر هیمن مشغلهه لاکردار که ولمون نیمکنه باید از نت جدا بشم تا بعد ببینیم چه بشه(منظورم از نت وبلاگ نویسی ورگنه من بدون یان دهکده ی جهانی چیکار کنم آخه؟؟).(گل گل گل گل گل بای)
| Design By : Night Melody |




